آخرین اخبار

پربیننده ها

27. اسفند 1394 - 22:43   |   کد مطلب: 22131
این روزها حال و هوای عید نوروز همراه با عطر و بوی نان و کلوچه های محلی از کوچه و پس کوچه های شهر و بیشتر در روستاها به مشام می رسد.

به گزارش خبرنگار رودآور، نزدیک عید که می شود، بوی سمنو، کلوچه و شیرینی های خانگی هم در شهر می پیچد، به ویژه در کوچه پس کوچه های روستاهای تویسرکان، بانوان تویسرکانی که از هر انگشتشان هنری می می ریزد برای پختن کلوچه آماده شده اند.

آستین ها را بالا می زنند، قدیمی ترها مواد اولیه کلوچه را فراهم می کنند و با اعضای خانواده شیرینی خانگی هم درست می کنند.

این هنرمندان که بیشتر خانم های خانه دار قدیمی  هستند با دست و پنجه خود کلوچه ها را برای مهمانان نوروزی تهیه می کنند و ما را به یاد سنت قدیمی این دیار می اندازند.

کودک که بودم، تنور نداشتیم، اما خوب یادم هست، تخم مرغ، آرد، شکر و کمی هم نمک و مایه خمیر را با آب مخلوط می کردیم، بزرگترها و به ویژه بانوان خانواده دور هم جمع می شدند، خمیر تهیه می شد، ساعاتی بعد از خمیرها به اندازه یک کلوچه جدا کرده و دایره دایره درست می کردند تا کم کم، خمیره های گلوله شده را به اندازه یک کلوچه صاف کرده و سپس با طرح های مختلف بر روی آن نقش و نگار می زدند.

بافتن قالی در اکثر خانه ها مرسوم بود، از این رو وجود شانه که برای قالی باقی از آن استفاده می شد و دندانه ای بلندش نیز به کار این کلوچه پزان خانگی می آمد و با شانه که جنسی از آهن داشت، بر روی کلوچه ها طرح می زدند.

و من به دنبال شیطنت های کودکانه ام، از خمیرِ کلوچه ی سهم خودم، گل ها و یا آدمک هایی درست می کردم، با مداد تراش دایره ای شکلم برایش چشمی می کشیدم و با خرفه ،چشمانی سیاه و با شانه برایش مو.

نوبت به پختن می شد، خانواده ما و اقوام برای پختن کلوچه های خود نزد بزرگ خانواده و عموی بزرگ می رفتیم، خاله خانم نیز تنور را گرم کرده بود، خاله خانم می گفت، نخست باید کلوچه ها و آدمک های مرا که دخترک بازیگوشی بودم بپزند تا دست از سرشان بردارم، کلوچه های طرح دار من که می پخت نوبت به نوبت خاله و عمو نیز کلوچه هایشان را به تنور می زدند تا خوب پخته شود، البته قبل از قرار دادن در درون تنور با تخم مرغ، زعفران و گاهی خرفه روی کلوچه ها رنگ آمیزی می کردند تا خوش طعم و رنگ شوند.

حالا دیگر غروب شده و باید همگی به خانه می رفتیم و من با کلوچه های آدمک شکلم، خوشحال و لی لی کنان تا خانه می دویدم.

کلوچه ها را صبح ها در سفره صبحانه برای مهمانان نوروزی می آوردیم و آنان بَه بَه و چَه چَه کرده، می خوردند و از دست پخت مادرم تشکر می کردند.

و اما من آدمک های ساخته شده ام را تا روز 13 فرودین، همان سیزده بدر نگه می داشتم و تا آن روز مراقب بودم کسی به کلوچه هایم ناخنک نزند.

انتهای پیام/زنگنه

ایمیل: roodavar1@gmail.com سامانه پیامکی رودآور ۳۰۰۰۸۸۳۳۰۰۰۰۶۱
برچسب‌ها: 

دیدگاه شما

صندوق خیریه
همدان پرس
آب و هوای تویسرکان